علامت سوال؟؟؟ ( 2 )
به نام خالق هستی.![]()
![]()
![]()
یادآوری :
میخوایم ازین به بعد یه پست ثابت تو وب بذاریم.اسم این پست رو هم میذاریم ((علامت سوال)).![]()
تو پست علامت سوال، یه تصویر میذاریم. حالا فقط کافیه اولین واژه یا اولین جمله کوتاهی که به ذهنتون
میرسه رو بگین.![]()

به نام خالق هستی.![]()
![]()
![]()
یادآوری :
میخوایم ازین به بعد یه پست ثابت تو وب بذاریم.اسم این پست رو هم میذاریم ((علامت سوال)).![]()
تو پست علامت سوال، یه تصویر میذاریم. حالا فقط کافیه اولین واژه یا اولین جمله کوتاهی که به ذهنتون
میرسه رو بگین.![]()

این عارضه به طور اکتسابی در فرد به وجود آمده و میزان بروز آن در ماه های بهمن و تیر به حداکثر رسیده
و به یک بیماری همه گیر تبدیل می شود . لازم به ذکر است که تعدادی از افراد کاملا خاص نسبت به این
بیماری مقاوم هستند.
علایم بالینی
خر خوانیِ.کم خوابی.و حتی بی خوابی.افزایش دوز مطالعه از منفی نیم صفحه به چهارصد تا بی نهایت
صفحه در هر روز.(تمام علایم ذکر شده در شب امتحان رویت می شوند.)![]()
علایم آزمایشگاهی
تست تحمل کتاب(منفی)![]()
تست تحمل جزوه(مثبت)![]()
تست تحمل نمونه سوال(به شدت مثبت)![]()
برخی محققین این عارضه را به صورت ابتدایی و در اثر استرس و اضطراب های ناشی از امتحان و عده ای
آن را از علایم ثانویه و ناشی از متاستاز بیماری تومور کنکور می دانند.
این بیماری سیستمیک در لحظات نزدیک به امتحان با دست و پای لرزان-چهره ای بر افروخته و چشم
های بی رمق و مو های ژولیده نمودار می شود.![]()
در صورت عدم تشخیص به موقع این بیماری منجر به آتروفی کامل نمره می شود.
درمان![]()
![]()
![]()
واحد کتومی به موقع را به عنوان درمان این بیماری پیشنهاد کرده اند که مورد تایید محافل دانشگاهی نیز می باشد.
شایان ذکر است که به تازگی برخی محققین موفق به ابداع روش نوین به نام پاچه خواری شده اند که به
شدت مورد استقبال بیماران با وضعیت حاد قرار گرفته است.مزیت مهم این روش این است که بدون نیاز
به واحد کتومی بیمار بهبود یافته و روند بهبودی بیمار در این روش بسیار سریع تر از واحد کتومی می
باشد.![]()
زین پس به جای لغات زیر جایگزین آنها را استعمال کنید !![]()
* راستی چند وقت پیش با یه سایت مفید که مثل یه دیکشنری عمل می کنه بر خوردم که فکر می کنم به درد زبان تخصصی ما بخوره
با عنوان دیکشنری پزشکی تو پیوند ها هستش ![]()
دانشکده ی پزشکی بابل در قسمت قدامی دانشکده ی پیرا و خلف تالار ابن سینا قرار داشته و از مشخصات بارز آن درب قابل برگشت ورودی آن است که در صورت عدم توجه به رها شدن در از سوی افرادی که در جلو شما در حال حرکت اند دچار شکستگی مانوبریوم استرنوم,به هم چسبیدن غضروف های دنده ای و در موارد نادر صدمه به گزیفویید می شوند(در بعضی افراد افتادگی کتف هم در اثر ضربه شدید مشاهده شده است) یا حتی این در می تواند نشان دهنده ی شخصیت شما باشد به این ترتیب که در را برای نفر بعدی نگه دارید و او با کمال تشکر در را از شما تحویل بگیرد! یا این که هر دو در را با دست باز نموده و با اظهار بی اطلاعی نسبت به عقب! ناگهان ول کنید تا فرد مورد نظر!! لای در له شود و چخ چخ صدای شکستن استخوان های او را بشنوید و لذت ببرید!
پس از وارد شدن از این در به سمت چپ می پیچیم و باز هم در چپمان اولین در سبز رنگ نظرمان را به خود جلب می کند. دری که همیشه قفل است! هیچ کس تاکنون پی به این راز نبرده که این در مربوط به چه قسمتی است! فرضیه های زیادی مطرح است: شاید این جا اتاقی است که جسد های تشریح را در آن روی هم انباشته اند تا هر دفعه برایمان جسد تازه بیاورند! شاید یک کلاس زیباست و می خواهند در یک افتتاحیه سورپرایزمان کنند! شاید هم سرکاری است و پشتش دیوار است و کاملا جنبه ی فضول سنجی دارد!
سمت راست هم دارای پنجره های شیشه ای قدی است که منظره ی زیبای کتابخانه ی زهراوی با درهای شیشه ای تا کمر مات شده برای جلوگیری از به انحراف کشیده شدن ذهن جوانان از درس به مسائل بی اهمیت جانبی به چشم می خورد و دیدن عبور و مرور بچه های درس خوان که از ۵ دقیقه وقت بیکاری استفاده می کنند قلب انسان را فشرده و نسبت به خود نا امید می سازد و اظهار ندامت نسبت به ۲۰ بار گز کردن love street و گردش دور دانشگاه در ۹۰ ثانیه در مواقع بیکاری را سبب می شود و اما افسوس که کردار زشت درس نخواندن همچون ماری در وجودمان چنبره زده و شوک های بزرگی چون این ککمان را نمی گزاند!
و اما دومین و سومین در سمت چپ مربوط به کلاس شماره ی ۱ پزشکی بابل است که من متنم را تا همین جا بسنده می کنم ! چه کنم که زبان قاصر است از توصیف کلاسی چنین!!
وظیفه ی خودم دونستم که از طرف خودم و این وبلاگ به کامران محمدی عزیز به خاطر شعر قشنگش که تو عصر شعر دانشگاه خواند تبریک بگم !![]()
این یه بخش تازه تو وبلاگ محسوب می شه ! در واقع یه جور گپ خودمونی با هر کسی که دم دستمون باشه البته غیر از همکلاسی ها !
چون زحمت این کار رو دوستامون تو وبلاگ پاتوق می کشن
پس مهمان دو دقیقه مانده به صبح ما هر کسی می تونه باشه ! ![]()
چرا اسم این بخش شده "دو دقیقه مانده به صبح " ؟ چون که یه جورایی حال و هوای برنامه ی محمد صالح اعلا رو داره ( دو قدم مانده به صبح ) که از شبکه ۴ پخش می شه و کلا اسم قشنگیه ! ( گیر نده دیگه !!
)
دیگه زیاد حرف نرنم این شما و این قسمت اول ...![]()
********************************
۱. خودتون رو معرفی کنید . دکتر فریده فیضی هستم
بله ! مهمان ما دکتر فیضی هستند
برای خوندن ادامه گفتگوی ما با ایشان به ادامه مطلب برین ...![]()
سعی کنین دوشنبه شب حتما یه سر به وبلاگ بزنین
یه بخش جدید به وبلاگ اضافه شده که فکر می کنم براتون جالب باشه ![]()
![]()

۲۳ فروردین روز دندانپزشک مبارک
مفتخرم که اعلام کنم از این به بعد یه پزشک ۸۷ ای دیگه از نوع همکلاسیش با ما تو اداره ی این وبلاگ همراه می شوند ! ![]()
" پنجره " اسمی هست که واسه خودشون انتخاب کردند
اینم اولین پستشون ...
شهريار كوچولو پرسيد:رو چه سياره اي پايين آمدم؟
مار جواب داد:رو زمين تو قاره ي آفريقا.
عجب!پس رو زمين انسان به هم نمي رسد؟
مار گفت: اين جا كوير است!تو كوير كسي زندگي نمي كند. زمين بسيار وسيع است. اين جا آمده اي
چه كار؟
شهريار كوچولو گفت: با يك گل بگو مگويم شده!
مار گفت:عجب و هر دوشان خاموش شدند.
دست آخر شهريار كوچولو در آمد كه:آدم ها كجان؟ آدم تو كوير يك خرده احساس تنهايي مي كند!
مار گفت:پيش آدم ها هم احساس تنهايي مي كني!
شهريار كوچولو مدت درازي تو نخ او رفت و آخر سر بش گفت: تو جانور با مزه اي هستي! مثل يك انگشت
باريكي.
مار گفت:عوضش از انگشت هر پادشاهي مقتدرترم!
شهريار كوچولو لبخندي زد و گفت: نه چندان..... پا هم كه نداري..حتي راه هم نمي توني بري
-من مي تونم تو را به چنان جاي دوري ببرم كه با هيچ كشتي اي هم نتوني بري
مار اين را گفت و دور قوزك پاي شهريار كوچولو پيچيد. عين يك خلخال طلا. و باز در آمد كه هر كسي را
لمس كنم به خاكي كه ازش در آمده بر مي گردانم اما تو پاكي و از سياره ي ديگر آمده اي...
شهريار كوچولو گفت: آره تا تهش را خواندم. اما راستي تو چرا همه ي حرف هايت را به صورت معما در
مي آري؟
مار گفت:حلال همه ي معماهام من و هر دوشان خاموش شدند.
سلام.راستش چند وقت پیش یه متن قشنگ خوندم.دلم نیومد واسه شما تو وب نذارم.من که جدا
خوشم اومد امیدوارم که شما هم با من هم عقیده باشین.
امشب دیگر برای تو می نویسم![]()
![]()
![]()
*****آری برای تو که با رنگین کمان لبخندت پلی بین من و عشق ساختی ، برای تو که اسطوره ی
ایثاری و زندگی را خوب هجی کرده ای و هرگز لب به شکوه نگشوده ای ، برای تو و همه ی خستگی
هایت که سعی می کنی با یک نگاه و لبخند خستگی را از دستهای خسته ی من هم دور کنی.
برای تو که حقیقت نوری و طراوت توبه و خلقت خوب خدایی!
آیا هیچ می دانی با اینکه نگران آینده ام ولی در پناه تو از چیزی نمی ترسم.
پس بگذار امشب که به قله بلند شجاعت رسیده ام ، چند سطری از سیاه مشق هایم سهم تو باشد. سهم تو که قشنگ ترین شعر ناب خلقتی.
می خواهم بگویم چه زیباست نوشتن و چه لذتی دارد از تو نوشتن ، تازه امروز بعد از سال ها مشق شبانه ، به این باور رسیده ام که ای کاش از همان وقتها و روزهای نخست از تو نوشته بودم که اینک یک طومار از تو داشته باشم . اما افسوس که زندگی و نیاز ،فرصت را از من گرفت و این امان را به من نداد.
ولی خوشحالم که با توام و بعد از این ،دل تشنه و عطش زده ام را با کلمه کلمه ها یی از تو می نویسم سیراب کنم.
پس ای بامداد هستی ، ای همنشین و همراه خوبم . ای گل خوشبوی گلستان دلم تو هم امشب در شب زنده داری هایم حضور داری و مجبوری در چارچوب چشمم ، روی دف کاغذی ام پرپر بزنی ، خسته می شوی و باید پا به پای من بیدار بمانی . نخواستم عذابت بدهم ، این خواسته هایم بود عذرم را بپذیر و حلالم کن . چاره ای جز این ندارم.
خب حالا که قولنامه ام تمام شد ، از تو و بغض آب می نویسم . از اشک شبنم ، از رقص ماهی رو به روی آینه . از صداقت ،از جرعه های زلال دوستی ، از یک زیرزمین و یک حوض و چند عروسک ، از تشنگی باران ، از تنهایی خورشید و بی خوابی ستاره ها که همه ی اینها بهانه ی بودنت هستند.
بودنی که من هم با آن هستم و می خواهم تو را بعد از این بنویسم و تفسیر کنم . شاید بتوانم از میان حروف الفبا جمله ای سزاوار تو بچینم.
جمله ای به بهانه ی سبز مهربانی ها به تجسم عینی عشق و خوبی ها.جمله ای که شاید نیاکان ما بر سینه ی سنگی در زیر اقیانوس ها کنده باشند . .جمله ای که در دفتر هیچ شاعری نوشته نشده.
شب به پایان رسید و مشق امشب تمام شد.
فردا روزت آفتابی و باز شب فردایت پر ستاره باد. *****
اول بگم که تو این پست به هیچ وجه حاضر نیستیم به مقام شامخ شهدا خللی وارد بشه !![]()
این که تو محیط دانشگاه این پارچه رو می بینم حس خوبی بهم دست می ده حالا مهم نیست که نخل ها رو سر هم می نویسی یا جدا ! ولی معنی این کسره رو نفهمیدم اگه شما فهمیدین به من هم بگین ![]()
۲۰ فروردین روز ملی فناوری هسته ای گرامی باد
حتما شما هم تو این دو روزی که اومدیم دانشگاه با کادر جدید اجرایی تریا آشنا شدید ! در نگاه اول که با اون امکانات و خدماتی که ارائه می کردند می شد نمره قبولی بهشون داد ولی کاش یکمی سرعت هم چاشنی کارشون می کردند !
روز اول که ماشاالله انقدر عالی عمل کردند که به علت ازدحام جمعیت تو تریای آقایان چای ته کشید ! نه نانی در کار بود نه پنیری نه مربا و حتی نه قند کافی !
ما پیش خودمون گفتیم روز اول کارشونه تا با جو دانشگاه آشنا شن طول می کشه ولی وقتی با همین وضع امروز هم مواجه شدیم کم کم اون ته مانده های امید هم از وجودمون رفت و تیر خلاص هم وقت نهار شلیک شد که نی برای نوشابه هم موجود نبود !!!
وقتی علت رو جویا شدیم مسئول جدید تریا و سلف گفت : وضع تا آخر هفته همین طوریه !
نتیجه نظرسنجی
سلام
خیلی ممنون که تو این نظرسنجی هم شرکت کردید امیدواریم نتیجه این نظرسنجی تو ادامه کار ما تو این وبلاگ تاثیر خوبی بگذاره
از بین پست های "به تو افتخار می کنم ای همکلاسی" و " آزادی بیان ( نظر آزاد )" و "خاطرات یک ترم زندگی" و "تولد " بیشترین رای به پست "به تو افتخار می کنم ای همکلاسی " تعلق گزفت که شامل ۱۷ رای از ۴۵ رای بود
پس میشه نتیجه گرفت که این نوع پست ها باید بیشتر تو وبلاگ مطرح بشه !
سلام.سلام.خداییش چند؟؟؟![]()
یادمه تو جشن 7 سین کلاسمون یکی از دوستان یه سوال جوندار از بچه های صندلی داغ پرسید.
از
1 تا 100 به من چند میدی؟بیایم این سوال رو یه ذره دست کاریش کنیم.مثلا بپرسیم خودمون از 1 تا
100 چند به خودمون میدیم؟آره.اینجوری بهتره!!جواب این سوال میتونه هم آسون باشه هم سخت.چیزی
که مهمه، اینه که جوابشو از رو انصاف بدیم.مهمتر از اون اینه که سعی کنیم هر عددی که به خودمون
میدیم رو سال به سال بالاتر ببریم.من که به خودم ، 88 نه،80 نه،آها 75.شما چطور؟؟؟ ![]()
تیتانیوم
حتما متوجه یه اسم تازه تو لیست نویسندگان شده بودید ! تیتانیوم یکی از همکلاسی ها هست که از این به بعد به من تو اداره ی این وبلاگ کمک می کنه
اینم اولین پست تیتانیوم ...![]()
راستی ۱۳بدر خوش بگذره !!!!!
سلام.سلام به دوستای گلم
.اول از همه عید رو بهتون تبریک میگم امیدوارم که سال خوب و خوشی رو پیش رو داشته باشین و تا اینجا عیددیدنی بهتون چسبیده باشه.راستشو بخواین عید امسال واسه من یه جورایی با بقیه سالها فرق کرده بود.شاید به خاطر اینکه یه جورایی دیگه دغدغه کنکورو نداشتم.شاید هم واسه اینکه چند روز اول عید رو تنها بودم.به هر حال سال خوبیو میشه گفت شروع کردم.امیدوارم که واسه شما دوستای خوبم هم شروع خوبی بوده باشه.
موقع تحویل سال من که واسه همه دوستام دعا کردم
.واسه سلامتی و خوشبختی.میگن دعای اول سال برآورده میشه امیدوارم که این حرف نیاکان ما درست باشه.حتی اگه درست هم نباشه این که آدم به فکر دوستاش باشه در جای خودش ارزشمنده.میتونم بگم الان تنها جمله ای که به ذهنم میرسه فقط همینه.
به تو افتخار میکنم ای همکلاسی.
![]()
![]()
این نامه رو یکی از دوستان با ذوق کلاس نوشتند ! من که اول خوندم از خنده روده بر شدم شما هم بخونید خالی از لطف نیست ![]()
همسر آينده ام.....!
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام![]()
![]()
![]()

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم.
اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي!
اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود!
اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم!
اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن، خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد!.gif)
اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي!![]()
اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نميشود!![]()
اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟!
اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي!
همسرت کوزت
اول بگم که جوابیه او کیست در پست مربوطه قرار گرفت
اما نکته ی مهمی که باید بگم ! چند وقته که زمزمه هایی مبنی بر این که تعدادی از بچه ها می خوان واحد تابستانه بگیرن می شنویم نظر شما در این باره چیه ؟ آیا اصلا با این کار موافقید یا نه ؟ اگه موافقید آیا واحد عمومی باید بگیریم یا اختصاصی ؟ آیا بهتر نیست که اگه قرار باشه واحدی رو بگیریم همه با هم هماهنگ این کا رو بکنیم ؟ یا نه اصلا کار معقولی نیست ؟
لطفا دیدگاهتون رو بگید ![]()
با خبر شدیم همکلاسی عزیز میعاد الهی در سوگ عمه خود عزادار هستند
میعاد جان ما رو هم در غم خودت شریک بدان
خدایش بیامرزد ...![]()
بدون مقدمه براتون چهارمین قسمت رو نمایش می دم ...
این شما و قسمت چهارم آموزش مقاله نویسی ! ....
این قسمت راجع به چکیده مطالب است
برای مطالعه قسمت چهارم به ادمه مطلب برین ![]()
عجب او کیست باحالی بود !! همتون اشتباه کردید البته فقط " خودتی " که گفته بود از کلاس ما نیست تا حدودی نزدیک شده بود ! گفتم که سطح علمیش رفته بالا !!! ![]()
اماصاحب این عکس کسی نبودند جز زیگورات عزیز !! حالا اشکال نداره انشالله او کیست های بعدی جبران می کنید ![]()
بخندین ...![]()
سلام
گفتیم تو سال جدید یه جهش علمی به این او کیست ها بدیم و سطح علمی شو بالا ببریم !
من که خودم برای اولین بار که این عکسو دیدم نشناختم شما چی می شناسید ؟
( راهنمایی : open mind تر فکر کنید !
)

جوابشو هفته ی بعد می زاریم تو سایت ...
این اولین پست وبلاگ تو سال ۱۳۸۸ هست خدا آخر و عاقبتش رو به خیر کنه !![]()
دو روزه که وارد فروردین ماه شدیم ! از همین جا به خانم فلاح و همه دوستانی که تولدشون تو فروردین هست تولدشونو تبریک می گم !
براشون یه هدیه کوچیک دارم یه طالع بینی ...
برای ماه های بعدی هم این طالعبینی رو خواهیم داشت ...
متولدین فروردین، نماد: حمل
ویژگیها و خصوصیات کلی متولدین فروردین ماه: ![]()
ماجرا جو و پرجنب و جوش
پیشگام و متهور
پر شور و شوق و اطمینان بخش
پویا و حاضر جواب
جنبه منفی شخصیت متولدین فروردین ماه:
خودخواه و جوشی (عصبی)
شتاب زده، تابع امیالی آنی و کم صبر و طاقت
بیاحتیاط، بیباک و نترس
رنگ محبوب و خوش یمن متولدین فروردین ماه «قرمز» است و سیاره حاکم بر شما «مریخ» است
نام افراد مشهوری که در ماه فروردین متولد شدهاند:
چارلی چارپلین (تاریخ تولد: 28 فروردین 1889)
آدولف هیتلر (تاریخ تولد 31 فروردین 1889)
ماه فروردین که اولین ماه از شروع سال محسوب میشود، در حقیقت زمان پیدایشهر شروع تازه است. قوچ جوان، ماجراجو، بلند پرواز، تابع امیال آنی، پرحرارت وسرشار از انرژیست. او هم از نظر فکری ...
اگه اطلاعات بیشتری راجع به فروردینی ها می خواین به ادامه مطلب برین ...