دانشکده ی پزشکی بابل در قسمت قدامی دانشکده ی پیرا و خلف تالار ابن سینا قرار داشته و از مشخصات بارز آن درب قابل برگشت ورودی آن است که در صورت عدم توجه به رها شدن در از سوی افرادی که در جلو شما در حال حرکت اند دچار شکستگی مانوبریوم استرنوم,به هم چسبیدن غضروف های دنده ای و در موارد نادر صدمه به گزیفویید می شوند(در بعضی افراد افتادگی کتف هم در اثر ضربه شدید مشاهده شده است) یا حتی این در می تواند نشان دهنده ی شخصیت شما باشد به این ترتیب که در را برای نفر بعدی نگه دارید و او با کمال تشکر در را از شما تحویل بگیرد! یا این که هر دو در را با دست باز نموده و با اظهار بی اطلاعی نسبت به عقب! ناگهان ول کنید تا فرد مورد نظر!! لای در له شود و چخ چخ صدای شکستن استخوان های او را بشنوید و لذت ببرید!

پس از وارد شدن از این در به سمت چپ می پیچیم و باز هم در چپمان اولین در سبز رنگ نظرمان را به خود جلب می کند. دری که همیشه قفل است! هیچ کس تاکنون پی به این راز نبرده که این در مربوط به چه قسمتی است! فرضیه های زیادی مطرح است: شاید این جا اتاقی است که جسد های تشریح را در آن روی هم انباشته اند تا هر دفعه برایمان جسد تازه بیاورند! شاید یک کلاس زیباست و می خواهند در یک افتتاحیه سورپرایزمان کنند! شاید هم سرکاری است و پشتش دیوار است و کاملا جنبه ی فضول سنجی دارد!

سمت راست هم دارای پنجره های شیشه ای قدی است که منظره ی زیبای کتابخانه ی زهراوی با درهای شیشه ای تا کمر مات شده برای جلوگیری از به انحراف کشیده شدن ذهن جوانان از درس به مسائل بی اهمیت جانبی به چشم می خورد و دیدن عبور و مرور بچه های درس خوان که از ۵ دقیقه وقت بیکاری استفاده می کنند قلب انسان را فشرده و نسبت به خود نا امید می سازد و اظهار ندامت نسبت به ۲۰ بار گز کردن love street و گردش دور دانشگاه در ۹۰ ثانیه در مواقع بیکاری را سبب می شود و اما افسوس که کردار زشت درس نخواندن همچون ماری در وجودمان چنبره زده و شوک های بزرگی چون این ککمان را نمی گزاند!

و اما دومین و سومین در سمت چپ مربوط به کلاس شماره ی ۱ پزشکی بابل است که من متنم را تا همین جا بسنده می کنم ! چه کنم که زبان قاصر است از توصیف کلاسی چنین!!